الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

495

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

شركت مىكنم . اسامه گفت : من سخت شما را دوست دارم اما با خدا پيمان بسته‌ام كه با گوينده لا إله الا اللّه جنك نكنم . انگيزه اين پيمان اين بوده كه اسامه در عصر پيامبر در يكى از جنگها هنگامى كه مىخواهد يكى از مشركان را بكشد او از ترس مىگويد لا إله الا اللّه ، در عين حال او را مىكشد ، جريان كه به نبى اكرم ( ص ) گزارش مىشود به اسامه مىفرمايد : چرا كسى كه شهادت به يگانگى خدا داده كشته‌اى ؟ ! و پاسخ اسامه كه حكايت از آن دارد كه او از روى ترس اقرار كرده مورد قبول پيامبر واقع نمىشود لذا اسامه تصميم مىگيرد ديگر با گويندگان اين كلمه مبارزه نكند . عبد اللّه ابن عمر پاسخ مىدهد كه من از اين حرب چيزى سر در نمىآورم ( نمىدانم در راه حق است يا باطل به پيروزى خواهد رسيد يا نه ) لذا از شما مىخواهم كه مرا بر چيزى كه نمىدانم مجبور نسازى . در اين موقع امام سخن مورد بحث را فرمود : « هر فريب خورده را نبايد سر زنش كرد » . تنها از آنها پرسيد بر بيعت من باقى هستيد ؟ و سپس فرمود بخانه‌ها برگرديد خداوند به زودى از شما بىنياز خواهد شد . ( مصادر نهج البلاغه ج 4 ص 16 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 4 ص 16 ) امام ( ع ) با سخن خود به يك حقيقت اشاره كرده و آن اين است كه گاه مىشود انسان فريب معلومات و يا تعهدات خود را مىخورد در حالى كه نه دايره تعهدات آنجا را مىگيرد و نه مىتوان به آن معلومات ناقص اكتفاء كرد . چرا كه همان گونه كه سخن پيامبر در آن روز براى اسامه حجت بود و مرد مشركى كه لا إله الا للّه مىگفت . - گر چه از روى ترس - نبايد بكشيد ، همان گونه در اين روز وظيفه‌اش تبعيت از امام ( ع ) بود كه بايد رو در روى افراد مسلمانى كه كمر